حسين قرچانلو
268
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
در بيرون از دروازهء سويقه قرار داشت و حدود سيصد خانه در آن بود . ربض ديگرى خارج از دروازهء منار واقع بود و حدود هزار خانه در آن قرار داشت و هر دو ربض آباد بود و تعداد بيشمارى صنعتگر و صياد و عطّار در آنها سكونت داشتند . ربض كوچكى هم به مسيحيان تونس اختصاص داشت كه در سپاه شاه خدمت مىكردند يا به كارهاى صنعتى اشتغال داشتند . ربض ديگرى بيرون باب البحر ( دروازه دريا ) بود كه حدود نيم ميل از درياچهء قناة و گلوگاه آن درياچه فاصله داشت و بازرگانان بيگانه ، مانند جنواييها ، و نيزيها و كاتالونيها در آنجا گرد مىآمدند و در آنجا هتلها و پناهگاهى داشتند ؛ اين ربض بسيار بزرگ بود و حدود سيصد خانوار مسيحى و مسلمان داشت . شهر تونس به زيبايى ممتاز بود و نظام چشمگيرى در آن حاكم بود . هريك از صاحبان مشاغل در جايى ويژه قرار داشتند . شهر پرجمعيت بود و بيشتر مردم آن ، بافندگان پارچه بودند كه پارچه فراوانى مىبافتند . اين پارچهها در افريقا با قيمتهاى بسيار بالا به فروش مىرسيد ؛ چون بسيار خوب و محكم و مرغوب بود . زنان آنجا پشم را خوب مىبافتند . بازارهاى شهر تونس بازرگانان مختلف پارچه را در خود جاى داده بود كه از ثروتمندان شهر بودند . بازرگانان ديگر و صنعتگران ، مانند عطّاران ، داروفروشان ، حلواسازان ، بازرگانان عطرهاى مختلف ، حريرفروشان ، خيّاطان و چرمسازان ، خشكهپزان ، آجيلفروشان ، ميوهفروشان ، لبنياتيها ، نانوايان و قصّابها كه بيشتر از ساير حيوانات گوسفند ذبح مىكردند ، در اين بازارها جاى داشتند . گندم از جاهاى دور ، از اوربس ، باجه و بويژه از عنابه وارد مىشود ؛ اما برخى از مردم شهر ، زمينهاى كمى براى كشت گندم دارند . چون اين زمينها نياز به آبيارى دارد ، هركس براى خود چاهى حفر كرده و با چرخهايى از آن آب مىكشد . در شهر تونس چاه و چشمهاى نيست ، بلكه آبانبارهايى ساختهاند كه از آب رود يا باران پر مىشود ؛ ولى در برخى از نواحى بيرون شهر ، چاههاى خوبى براى شرب وجود دارد كه فقط آب آنها كمى شور است . سقّاها آب آن چاهها را با چارپايان به شهر مىآورند و مىفروشند ؛ چون از آب آبانبارها پاكيزهتر است . در خارج شهر تونس چند چاه ديگر وجود دارد كه مخصوص شاه و اطرافيان اوست . تونس مسجد جامع بزرگى در نهايت زيبايى و وسعت ، با فرّاشان بسيار دارد . واردشوندگان به آن